سفارش تبلیغ
صبا

ya_3abdullah_by_bani_hashim-d5b9d8s.jpg

با خودم فکر می کنم اصلا چرا باید

                 رباب ، با آب هم قافیه باشد

 

                روضه خوان ها زیادی شلوغش می کنند

                حرمله آنقدر ها هم که می گویند تیر انداز ماهری نبود

                هدف های روشنی داشت

 

                تنها تو بودی که خوب فهمیدی

                استخوانی که در گلوی علی بود سه شعبه داشت

                شش ماه علی بودن را طاقت آوردی

                خون تو جاذبهء زمین را بی اعتبار کرد

                حالا پدرت یک قدم می رود بر می گردد

                                        می رود بر می گردد

                                         می رود...

                با غلاف شمشیر برایت از خاک گهواره ای بسازد

                تادیگر صدای سم اسب های وحشی از خواب بیدارت نکند

                رباب می رسد از راه

                 با نگاه

                بایک جملهء کوتاه

                 آقا خودتان که سالمید انشاالله...

استاد برقعی




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 91/9/15 توسط ساحل صبوری

الان به عذاب هایی که نازل می شود، می گویند قهر طبیعت! قهر طبیعت یعنی چه؟

   من نمی فهمم چرا در رادیو و تلویزیون این قدر قهر طبیعت، قهر طبیعت می گویند؟

 چرا در مدرسه

 ها به بچه ها یاد می دهید که هنگام زلزله زیر صندلی پنهان شوند؟ به آنها یاد بدهید که گناه نکنند. نمی گویند که خانم حجابت را حفظ کن، رویت را بگیر، بچه نماز بخوان، دین داشته باش، این چیزها را نمی گویند، اما می گویند موقع زلزله برو زیر صندلی! چرا به بچه ها این چیزها را آموزش نمی دهید؟

 یکی از طلبه ها می گفت: " چهار پنج سال پیش که در گلستان سیل آمد، ما شاهد بودیم که سیل با سرعت در حال آمدن بود، تا اینکه به دهی رسید که اهالی آن ده همگیشان از سادات هستند، سیل به آنجا رسید، راهش را کج کرد و رفت به سمت دیگر، و اهل آن منطقه را که دیگر نمی گویم چه کسانی بودند، از بین برد، اما این سادات هیچ چیزشان نشد. سیل قاعدتاً باید مستقیم برود، اما راهش را کج کرد."

در روایات داریم که:" اگر یک مؤمنی در شهری باشد، در آن شهر عذاب نمی آید." پس اینکه می گویند خشک و تر با هم می سوزند، اشتباه است. طبیعت یعنی چه؟ قهر طبیعت یعنی چه؟! پس آیات قرآنی که راجع به عذاب قوم ثمود و عاد هست را عوض کنید و به جای کلم? عذاب بنویسید قهر طبیعت! اینها عذاب است، اما متأسفانه نمی گویند.

 چرا در بم زلزله آمد مسجد جامع بم سر جایش مانده بود؟ از رادیو و تلویزیون تقاضا کنید بگویند عذاب، تا مردم یک مقدار گناه نکنند.




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 91/9/14 توسط ساحل صبوری

ماجرای تکان دهنده نامه حاج قاسم سلیمانی به وزیر دفاع آمریکا(این اتفاق بعد از نامه اول و تهدید آمیز اوباما به امام خامنه ای(حفظه الله) اتفاق افتاده بود    )

    

سازمان ادارای پنتاگون از 7 لایه حفاظتی تشکیل شده است که از این میان 4 لایه به طور خاص مربوط به کنترل ارتباطات با شخص وزیر دفاع یا رییس پنتاگون میباشد. کمی بعد از نامه اوباما نامه ای از تمام این لایه های امنیتی ، اطلاعاتی و حفاطتی عبور کرده و مستقیم ، روی میز کار وزیر دفاع یعنی لئون پانتا قرار میگیرد    .

   

ظاهر ساده نامه که هیچ آرمی از سازمان های مرتبط با پنتاگون در آن به چشم نمیخورد توجه وزیر را جلب کرده و وی آن را از روی میز برمیدارد … با باز کردن نامه و خواندن آن عرق سردی بر چهره پانتا مینشیند !

یک نامه با سربرگ رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران … نامه حاوی عبارتی بود که قطعا برای رییس پنتاگون با آن عظمت حفاظتی باورکردنی نبود !

 : ” اگر لازم باشد از این هم نزدیک تر خواهیم شد ”

امضا : قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس جمهوری اسلامی ایران

همه ما “قاسم سلیمانی” هستیم

تو را از مرگ می‌ترسانند!

و چه نادانند آنهایی که فکر می‌کنند می‌توانند عاشقان شهادت را از عشقشان بترسانند!

 و دشمنانت بدانند که همه ما "قاسم سلیمانی" هستیم و این را فریاد می‌زنیم،

به زبان‌های مختلف،

تا در آینده نگویید که نشنیدیم!

 همه ما قاسم سلیمانی هستیم.

We"re all Qassem Suleimani.

نحن جمیعاً قاسم سلیمانی.

?????, ???? ????????.

Nous sommes tous, Qassem Suleimani.

Wir sind alle, Qassem Suleimani.

Siamo tutti, Qassem Suleimani.

?? ???, ????? Suleimani.

ہم سب ہیں،قاسم سلیمانی.

Biz, tüm Kassam Süleymani konum.

?? ??? ?? ??? ???, Qassem Suleimani.

Ε?μαστε ?λοι, Qassem Suleimani.

Vi er alle, Qassem Suleimani.

Lorem omnes Qassem Suleimani.

Sisi ni wote, Qassem Suleimani.

??? ???, ?????? ?????????.

 آری؛

همه ما قاسم سلیمانی هستیم

 




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 91/9/14 توسط ساحل صبوری

  • نقل می کنند در زمان شیخ انصاری رحمة الله علیه ، در خواب به ایشان گفته شد که پاشو از نجف برو کربلا ، در فلان کاروانسرا ما زائری داریم که عجیب نزد ما محترم هست . حالا جناب شیخ انصاری هم شیخ الفقها ، مرجع تقلید ، اعتبار آثار سر به آسمان می زنه. دو ساعت به اذان صبح ، شیخ انصاری ، خادمش شیخ عبدالرّحیم را صدا زد که آماده شو برویم کربلا .
  •  
  • - آقا ! کربلا چه خبره ؟ وسط هفته است ، شما درس و بحث دارید و ...
  •  
  • شیخ انصاری جواب دادند که : نه ! باید بریم کربلا ، امر رسیده از طرف حضرت ، باید برم کربلا .
  •  
  •  
  • آمدند کربلا ، جایی مستقر شدند و شیخ انصاری ، شیخ عبدالرّحیم را فرستادند که برو فلان کاروانسرا ، این پیرمرد را بیار همین جا . شیخ عبدالرّحیم رفت و پیرمرد را پیدا کرد و گفت بیا بریم که شیخ انصاری با شما کار داره . آوردش پیش شیخ ... شیخ بهش گفت : تو چه زیارتی ، چه دعایی ، چه ذکری ، چه وردی ، چه حالتی داری ، چی می خونی که در دل شب حسین بن علی علیهما سلام رو به خواب دیدم ، من رو فرستاده است بیام از تو پذیرایی کنم .
  •  
  • پیرمرد زائر گفت : والله من سواد ندارم ، من مکه و مدینه هم که مشرّف شدم ، دریغ از یک خط زیارت نامه ! امّا ورد زبانم این هست - کربلا که آمدم ، نجف ، سامرا ، کاظمین ، مشهد ، مکّه ، مدینه هر کجا مشرّف شدم - فقط می چرخم و می گم : سنگ و کلوخ و دِرمِنَه [یک نوع گیاه] / بهر حسین گریه مِنَه [می کند] و این رو باور دارم .

 

 




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 91/9/13 توسط ساحل صبوری
1342394993135649_large.jpg

هر که به من می رسد بوی قفس میدهد
جز تو که پر می دهی
تا بپرانی مرا...




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 91/8/30 توسط ساحل صبوری
خدا، انسان، زمین و آسمان، گویی تبانی کرده اند اینجا
تمام هرچه هست و نیست، گویا همزبانی کرده اند اینجا
 
خدا در زیر لب بر خود "تبارک*" خواند چون دید این چنین زیبا
طبایع، چار عنصر، هفت کوکب مهربانی کرده اند اینجا!

همان شیطان که از کفرش به پیش عالم و آدم  نمی شد خم
مسلمان گشت* چون دید این همه معجز فشانی کرده اند اینجا

نهان از چشمهای آفرینش، هرچه خوبی بود و زیبایی
نثار مقدمت ای ماه کنعانیّ ثانی کرده اند اینجا

نه عقل و عشق را در تو نزاعی هست، نه دنیا و عقبا را*
که اضداد جهان، در کار تو پادرمیانی کرده اند اینجا

تو می گویی: "خدایی را پرستش کرده ام که دیده ام"*، وقتی
که موسی را دچار اضطراب " لن ترانی *" کرده اند اینجا!

نمی دانم چه باید گفت، اینجا وادی حیرانی محض است
رسولان خدا هم، در طلب، عمری شبانی کرده اند اینجا...

*  فتبارک الله احسن الخالقین.
* لکن شیطانی اسلم بیدی.
*  نزاع عقل و عشق  ، انسان و شیطان ، دنیا و آخرت و زمین و آسمان در وجود انسان کامل به آشتی می رسد ، چون عقل کامل و عشق کامل را نزاعی نیست ، حتی شیطان در برابر انسان کامل تسلیم است.
* لم اعبد ربا لم اره.
* لن ترانی یا موسی

 جمعه 4 تیر1389    محمدرضا ترکی




نوشته شده در تاریخ جمعه 91/8/19 توسط ساحل صبوری

چهل روایت صحیح در اثبات امامت از کتاب‌های شیعه و سنی

روایات اهل بیت علیهم السلام

روایت اول: امامان از نسل امیرمؤمنان و از نسل امام حسین علیهم السلام هستند:

روایت دوم: امام حسین علیه السلام فرزند امام و پدر ائمه نه گانه بعد از خود است:

روایت سوم: هر کس من سرپرست او هستم، علی بن أبی طالب سرپرست او است:

روایت چهارم: رسول خدا (ص) مرا در غدیر خم به دستور خداوند به امامت نصب کرد:

روایت پنجم: خداوند، ما را بر تمام خلایق حجت خود قرار داد

روایت ششم: من، حسن ، حسین و نه تن از فرزندانش مقصود حدیث ثقلین هستیم

روایت هفتم: رسول خدا، وصیت و امامت را بعد از خودش به امیرمؤمنان واگذار کرد:

روایت هشتم: امامان از طرف خدا پیشوایند، به حق هدایت و داوری کنند و حجت‌هاى خدا و داعیان به سوى خدا هستند

روایت نهم: هر مسلمانی باید بداند که بعد از رسول خدا، امیرمؤمنان «امام» است، سپس امام حسن و ...

روایت دهم: نزول آیه «أولی الأمر» در حق امیرمؤمنان و امام حسن و امام حسین

روایت یازدهم: در بیت المعمور، ورقی از نور وجود دارد که در آن اسم رسول خدا، ائمه و شیعیان آن‌ها ثبت شده است

روایت دوازدهم: تو برادر، رفیق، برگزیده، وصی و جانشین من در میان امتم هستی

روایت سیزدهم: خداوند پروردگارم ، محمد پیامبر، علی حسن ، حسین و ... امامان من هستند

روایت چهاردهم: شهادت می‌دهم که تو جانشین رسول خدا هستی

روایت پانزدهم: امام بعد از من فرزندم امام جواد و ... هستند

روایت شانزدهم: خداوند دستور به قبول ولایت امیرمؤمنان داده است

روایت هفدهم: رسول خدا، کتاب خدا و امیرمؤمنان را جانشین خود قرار داد

روایت هیجدهم: بعد از من ائمه‌از اهل بیت از جانب خداوند انتخاب می‌شود؛ اما مردم آن‌ها را تکذیب خواهند کرد

روات نوزدهم: عرضه اعتقادات به امام صادق توسط عمرو بن حریث

روایت بیستم: عرضه اعتقادات به امام صادق علیه السلام توسط منصور بن حازم

روایت بیست و یکم: عرضه اعتقادات توسط خالد البجلی در محضر امام صادق علیه السلام

روایت بیست و دوم: امامانی از فرزندان فاطمه نورهای هدایت‌گر

روایت بیست و سوم: خدایا بر امیرمؤمنان که جانشین رسول خدا است، صلوات بفرست

روایت بیست و چهارم: حق با اهل بیت است و آن‌ها اوصیا و ائمه هستند، از آن‌ها اطاعت کنید

روایت بیست و پنجم: هر کس بمیرد و امامی نداشته باشد که خداوند آن را انتخاب کرد، کافر و منافق مرده است

روایت بیست و ششم: شناخت امامی از ما اهل بیت، بر هر مسلمانی واجب است

روایت بیست و هفتم: ما از همه مردم به کتاب خدا و رسولش ، شایسته‌تر هستیم

روایت بیست و هشتم: من و اهل بیتم وارثان زمین هستیم و همواره امامی از ما در روی زمین هست

روایت بیست و نهم: هر امامی از ما، آثار امامت را به امام بعد از خودش واگذار می‌کند

روایت سیم: تحویل دادن میراث نبوت به امیرمؤمنان

روایت سی و یکم: امامت بعد از امام حسن و امام حسین، در دو برادر قرار نخواهد گرفت

روایت سی و دوم: ولایت اهل بیت، یکی از ارکان اسلام

روایت سی و سوم: عدم قبول عبادات بدون ولایت اهل بیت علیهم السلام:

روایت سی و چهارم: زیارت جامعه کبیره

روایت سی و پنجم: خطبه شعبانیه

روایات اهل سنت

روایت اول: وَأَنْتَ خَلِیفَتِی فِی کُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ بَعْدِی

روایت دوم: علی أَوْلَى النَّاسِ بِکُمْ بَعْدِی

روایت سوم: علی إِمَامُ الْمُتَّقِینَ، وَسَیِّدُ الْمُسْلِمِینَ

روایت چهارم: علیٌ وَلِیُّ کُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِی

روایت پنجم: حدیث غدیر

نتیجه نهائی

منبع:موسسه تحقیقاتی ولی عصر




نوشته شده در تاریخ جمعه 91/8/12 توسط ساحل صبوری

 

به درخواست  دوستان حذف شد

یا علی التماس دعا




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 91/8/9 توسط ساحل صبوری
 یکی عزیزترینش را (اسماعیلش) را به خدا هدیه می‌دهد و قربانی می‌کند

یکی هم همه اهل بیت و عزیزان و یارانش را .

و من چه دارم برای هدیه کردن  ؟

خدایا...

من ، من را آوردم . خودم را ...

زانو زده در پیشگاهت خسته از من خویش 

منم را از من بگیر

منیتم را ...



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 91/8/9 توسط ساحل صبوری
گروه اینترنتی شمیم وصل

داستان زیر داستان اولین نماز دکتر جفری لانگ استاد ریاضیات دانشگاه کانزاس است.

او که در خانواده ای پروتستان در آمریکا به دنیا آمده در 18 سالگی بی خدا می شود. وی از طریق یکی از دانشجوهای مسلمانش نسخه ای ترجمه شده از قرآن هدیه گرفت و ظرف سه سال همه ی آن را مطالعه کرد و در پایان تصمیم گرفت اسلام بیاورد.

 برگرفته از کتاب “Even Angels Ask ” (حتی فرشتگان نیز می پرسند) اثر دکتر جفری لانگ.
برگردان از ترجمه ی عربی این قسمت از کتاب توسط دکتر عثمان قدری مکانسی 
 روزی که مسلمان شدم امام مسجد کتابچه ای درباره ی چگونگی ادای نماز به من داد. ولی چیزی که برایم عجیب بود، نگرانی دانشجوهای مسلمانی بود که همراه من بودند. همه به شدت اصرار می کردند که: راحت باش! به خودت فشار نیار! بهتره فعلا آرام آرام پیش بری   پیش خودم گفتم: آیا نماز اینقدر سخت است؟
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 91/8/9 توسط ساحل صبوری